من قصه با تو بودن را تا ابد اینگونه اغاز
میکنم:
یکی بود!........
.....
....
هنوزم هست!....
گرگی دست به خودکشی زد و در وصیت نامه اش نوشته
بود:پوستم را بسوزانید تا هیچ وقت شغالی در ان نقش
ما را بازی نکند که نفرین بره ای پشت سر ما باشد..
به سلامتی اون سربازی که تو ایست بازرسی شیشه مشروب
رو دید ولی فقط خندید و گفت:یه پیک هم به سلامتی دوست
دخترم بزنید که امشب عروسیشه!!!
ما را در سایت دانشجویان برق دانشگاه علم و فرهنگ همدان (ورودی90) دنبال میکنید
برچسب: سوکوت, نویسنده: محمد زندیه بازدید: 630 تاريخ: 10 / 7 / 1392 ساعت: 3:30